www.Shahnameh.com & www.Ferdowsi.org
Iran's "Epic of Kings" composed by Ferdowsi (b.03-Jan-940, d. c1021) has 62 Stories
Google Custom Search

 دستنویس ها: آ آکسفورد س استانبول ب برلین پ پاریس ف فلورانس ق قاهره ل لندن 1276 ل2 لندن 1486 لن لنینگراد لی لیدن و واتیکان
 واژه یاب ویژه: ت.س دكتر توفيق سبحاني، شاهنامه ج.خ دكتر جلال خالقي مطلق، يادداشتها ح.ن حسين نوشين، واژه نامك د.ش داريوش شامبياتي، فرهنگ لغات ف.و فريتس ولف، لغتنامه م.د دكتر محمد دبيرسياقي، شاهنامه م.ز دكتر محمود زنجاني، فرهنگ جامع شاهنامه
آماج   |   روند   |   نسک   |   گفتارها   |   برنامه   |   آگهی   |   هموندان

Languages: P:Pahlavi. Ar:Arabic. Av:Avestayi. En:English. Ge:German
Dialects: Ku:Kurdish
California Saturday 11:00
Deutschland Samstag 20:00
Iran Shanbeh 22:30
Australia Sunday 6:00


daryaaft daastaan
Powered by groups.yahoo.com
You are here: | See also:Pages
   سهراب
  زاري كردن رستم بر سهراب
فارسی 1 peeshkaar   1 بفرمود رستم كه تا پيشكار ـ يكي جامه افگند بر جويبار
0 0   2 جوان را برآن جامه آن جايگاه ـ بخوابيد و آمد به نزديك شاه
فارسی 3 pasash   3 گو پيل تن سر سوي راه كرد ـ كس آمد پسش زود و آگاه كرد
فارسی 4 faraakh   4 كه سهراب شد زين جهان فراخ ـ همي از تو تابوت خواهد نه كاخ
آه کشيدن baad sard bar zadan   5 پدر جست و برزد يكي سرد باد ـ بناليد و مژگان به هم برنهاد
0 0   6 پياده شد از اسپ رستم چو باد ـ به جاي كله خاك بر سرنهاد
0 0   7 همي گفت زار اي نبرده جوان ـ سرافراز و از تخمه ي پهلوان
0 0   8 نبيند چو تو نيز خورشيد و ماه ـ نه جوشن نه تخت و نه تاج و كلاه
فارسی 9 piraan saraa   9 كه را آمد اين پيش كامد مرا ـ بكشتم جواني به پيران سرا
فارسی 10 tokhmeh   10 نبيره جهاندار سام سوار ـ سوي مادر از تخمه ي نامدار
فارسی 11 neshast   11 بريدن دو دستم سزاوار هست ـ جز از خاك تيره مبادم نشست
فارسی 12 goftaar sard   12 كدامين پدر هرگز اين كار كرد ـ سزاوارم اكنون به گفتار سرد
0 0   13 به گيتي كه كشتست فرزند را ـ دلير و جوان و خردمند را
فارسی 14 roodaabeh   14 نكوهش فراوان كند زال زر ـ همان نيز رودابه ي پرهنر
0 0   15 بدين كار پوزش چه پيش آورم ـ که دل شان بگفتار خویش آورم
فارسی 16 neshaan   16 چه گويند گردان و گردنکشان ـ چو زين سان شود نزد ايشان نشان
0 0   17 چه گويم چو آگه شود مادرش ـ چه گونه فرستم كسي را برش
0 0   18 چه گويم چرا كشتمش بي گناه ـ چرا روز كردم برو بر سياه
0 0   19 پدرش آن گرانمايهء پهلوان ـ چه گويد بدان پاك دخت جوان
فارسی 20 beedin   20 برين تخمه ي سام نفرين كنند ـ همه نام من نيز بي دين كنند
0 0   21 که دانست کين کودک ارجمند ـ بدين سال گردد چو سرو بلند
0 0   22 به جنگ آيدش راي و سازد سپاه ـ به من بركند روز روشن سياه
جامه ابريشم deebah   23 بفرمود تا ديبه ي خسروان ـ كشيدند بر روي پور جوان
0 0   24 همي آرزو گاه و شهر آمدش ـ يكي تنگ تابوت بهر آمدش
0 0   25 از آن دشت بردند تابوت اوي ـ سوي خيمه ي خويش بنهاد روي
0 0   26 به پرده سراي آتش اندر زدند ـ همه لشکرش خاک بر سر زدند
0 0   27 همان خيمه و ديبه ي هفت رنگ ـ همه تخت پرمايه زرين پلنگ
بانگ ghow   28 بر آتش نهادند و برخاست غو ـ همي گفت زار اي جهاندار نو
0 0   29 دريغ آن رخ و برز و بالاي تو ـ دريغ آن همه مردي و راي تو
فارسی 30 jaan gosal   30 دريغ اين غم و حسرت جان گسل ـ ز مادر جدا وز پدر داغ دل
0 0   31 همي ريخت خون و همي كند خاك ـ همه جامه ي خسروي كرد چاك
0 0   32 همه پهلوانان كاوس شاه ـ نشستند بر خاك با او به راه
فارسی 30 jegarband   33 زبان بزرگان پر از پند بود ـ تهمتن به درد از جگر بند بود
0 0   34 چنين است كردار چرخ بلند ـ به دستي كلاه و به ديگر كمند
0 0   35 چو شادان نشيند كسي با كلاه ـ به خم كمندش ربايد ز گاه
0 0   36 چرا مهر بايد همي بر جهان ـ چو بايد خراميد با همرهان
0 0   37 چو انديشه ي گنج گردد دراز ـ همي گشت بايد سوي خاك باز
0 0   38 اگر چرخ را هست ازين آگهي ـ همانا كه گشتست مغزش تهي
0 0   39 چنان دان كزين گردش آگاه نيست ـ كه چون و چرا سوي او راه نيست
0 0   40 بدين رفتن اكنون نبايد گريست ـ ندانم كه كارش به فرجام چيست
فارسی 41 barg ney   41 به رستم چنين گفت كاوس كي ـ كه از كوه البرز تا برگ ني
فارسی 42 bard   42 همي برد خواهد به گردش سپهر ـ نبايد فگندن بدين خاك مهر
0 0   43 يكي زود سازد يك ديرتر ـ سر انجام بر مرگ باشد گذر
0 0   44 تو دل را بدين رفته خرسند كن ـ همه گوش سوي خردمند كن
0 0   45 اگر آسمان بر زمين برزني ـ و گر آتش اندر جهان در زني
فارسی 46 kohan   46 نيابي همان رفته را باز جاي ـ روانش كهن شد به ديگر سراي
0 0   47 من از دور ديدم بر و يال اوي ـ چنان برز و بالا و گوپال اوي
0 0   48 زمانه برانگيختش با سپاه ـ كه ايدر به دست تو گردد تباه
0 0   49 چه سازي و درمان اين كار چيست ـ برين رفته تا چند خواهي گريست
0 0   50 بدو گفت رستم كه او خود گذشت ـ نشستست هومان در اين پهن دشت
0 0   51 ز توران سرانند و چندي ز چين ـ ازيشان بدل در مدار ايچ کين
0 0   52 زواره سپه را گذارد به راه ـ به نيروي يزدان و فرمان شاه
0 0   53 بدو گفت شاه اي گو نام جوي ـ ازين رزم اندوهت آيد به روي
0 0   54 گر ايشان به من چند بد كرده اند ـ و گر دود از ايران برآورده اند
0 0   55 دل من ز درد تو شد پر ز درد ـ نخواهم از ايشان همی ياد کرد
Fa12c21SohrabP.lbi
Sohrab
Part: 01 | 02 | 03 | 04 | 05 | 06 | 07 | 08 | 09 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22
{English Abstract goes here} {SessionNote goes here}Sohrab
-.
--
powered by FreeFind
آماج   |   روند   |   نسک   |   گفتارها   |   برنامه   |   آگهی   |   هموندان
Shahnameh.com | Ferdowsi.org | Shahnameh.org | Contact
© 1995-2007 Shahnameh Ferdowsi Foundation
Posted 27-Jun-2002 | Revised 02-Jun-2004 -->