سهراب
نوش دارو خواستن رستم از كاوس اينجا idar فرماندار اسپهان و پسر کشواد Goodarz 1 به گودرز گفت آن زمان پهلوان ـ كز ايدر برو زود روشن روان 0 0 0 0 2 پيامي ز من پيش كاوس بر ـ بگويش كه ما را چه آمد به سر 0 0 زود بميرد mamaanaad dir 3 به دشنه جگرگاه پور دلير ـ دريدم كه رستم مماناد دير 0 0 غمخوار timaar 4 گرت هيچ يادست كردار من ـ يكي رنجه كن دل به تيمار من زخميان khastegaan پادزهر nooshdaaro 5 از آن نوش دارو كه در گنج تست ـ كجا خستگان را كند تن درست دنبال pey درخور sezidan 6 به نزديك من با يكي جام مي ـ سزد گر فرستي هم اكنون به پي 0 0 0 0 7 مگر كو به بخت تو بهتر شود ـ چو من پيش تخت تو كهتر شود 0 0 0 0 8 بيامد سپهبد به كردار باد ـ به كاوس يك سر پيامش بداد 0 0 0 0 9 بدو گفت كاوس كز انجمن ـ اگر زنده ماند چنان پيل تن 0 0 افزون تر taraa 10 شود پشت رستم به نيرو ترا ـ هلاك آورد بي گماني مرا 0 0 0 0 11 اگر يك زمان زو به من بد رسد ـ نسازيم پاداش او جز به بد بلندی قامت shaakh جا گرفتن gonjidan 12 كجا گنجد او در جهان فراخ ـ بدان فر و آن برز و آن يال و شاخ 0 0 0 0 13 شنيدي كه او گفت كاوس كيست ـ گر او شهريارست پس توس کيست درفش سپاه far-e homaay سوق دادن raandan 14 كجا باشد او پيش تختم به پاي ـ كجا راند او زير فر هماي 0 0 چابکی kerdaar dood 15 چو بشنيد گودرز برگشت زود ـ بر رستم آمد به كردار دود 0 0 هندوانه تلخ hanzal=Colocynth 16 بدو گفت خوي بد شهريار ـ درختيست حنظل هميشه ببار 0 0 روشن، رخشان darafshaan 17 ترا رفت بايد بنزديک او ـ درفشان کنی جان تاريک او Fa12c20SohrabP.lbi